تبليغاتX
در لحظه

  اگر به کرمان سفر می کنید تا به بازار نروید زیارتتان قبول نیست، آن هم نه این طور که سری به بازار مسگر ها و فالوده ای در حمام و خرید سفیداب و زیره و با دهان نفس کشیدن و پریدن در اتوبوس تهویه دار، بلکه باید در بعد از ظهری وسط هفته جرات کرده پا در شلوغی آن بگذارید و از میان آدم های بودار و بی بو ویراژ بروید و یک ویندوز شاپینگ مبسوط از پارچه های زرق و برقی و اجناس دهاتی انجام دهید تا بتوانید ادعا کنید بازار کرمان را دیده اید . همین طور است در مورد سفر به خوزستان که مثلا در چغازنبیل و ساحل کارون و حتی میدان جنگی خرمشهر خلاصه نمی شود و شیراز و اصفهان و ..... در همین راستا وقتی مدتی پیش به عنوان نقاهت پس از امتحان به بندر انزلی رفتیم از یک راننده پرسیدیم" این جا چند شنبه بازار کجاست" این البته بعد از آن بود که به رسم مالوف دیداری از جاذبه های توریستی یعنی مرداب و ساحل زیبا و بکر گیسوم و موج شکن داشتیم و باید بقیه اوقات را پر می کردیم... راننده گفت که این جا چند شنبه ،شنبه است و جای آن در خیابان... شنبه زودتر از فروشنده ها دوربین به گردن آن جا بودیم اگر چه سرو ریخت و راه رفتن کشدار و بی هدفمان نشان می داد که نه فروشنده ایم نه خریدار و نه هیچ فرد مفید دیگر و این می دانید که مایه عذاب است ...ولی... شاهد پهن شدن بساط ها بودن، دیدن این همه ماهی دودی یکجا، چشمان خیره ٬ کیلکاها ٬چرخ های چوبی ، ترشی ها ، بساط محقر زن ها، خوردن جگر میان مردها، میوه های درخشان، لهجه ها و قیافه های شمالی ، نبودن مسافرهای دیگر ... می خوام بگم این دو ساعت بود که خوش گذشت

 

 

 هنوز بلاتکلیف منتظر پهن شدن اند

 

باید دل آدم بسوزد ولی آنقدر خوش مزه اند که...

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط امیله آژار در جمعه نوزدهم مهر 1387 و ساعت 22:20 |
+ نوشته شده توسط امیله آژار در جمعه پنجم مهر 1387 و ساعت 22:33 |
اگر هم خرافاتی نباشی ... به درخواست کسی برای پنجمین بار نوشتن ٬ پاسخ " نه " نمی دهی ...

نوشتن در باره ی این سکون ٬ این سکون ناگهانی عکس ها ٬ شاید بتواند ما را به گونه ای به سکون نه چندان ناگهانی و البته عادت شده ای در خودمان رهنمون کند ... شاید ...

می گویند برای پنجمین بار نوشتن در باره سکون ناگهانی بعضی عکس ها ٬ شگون دارد !! البته نمی دانم در نزد کدام اقوام و کدام فرهنگ ها . فقط شنیده ام ... لطفا ! 

+ نوشته شده توسط امیله آژار در جمعه پنجم مهر 1387 و ساعت 21:12 |
 

          اگر هم خرافاتی نباشی باید خیلی حوصله داشته باشی که بعد از چهار بار نوشتن مطلبی و هر بار پاک شدن آن به دلیلی - عمدتا ندانم کاری- باز بنویسی ...دیگر حفظ شده ام" هر عکس باز ایستاندن تحرک است .ولی این جاست که این سکون ناگهانی...." به هر حال چندان دندان گیر هم نبود ...

          

+ نوشته شده توسط امیله آژار در جمعه پنجم مهر 1387 و ساعت 9:47 |
+ نوشته شده توسط امیله آژار در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 و ساعت 0:6 |